محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
84
خلاصة الحكمة ( فارسى )
نتوء نُتُوء : ارتفاع عضو است از مكان خود و برآمدن آن و تورم جراحت . « 1 » نتوء السرهء نُتُوء السُرَّة : عبارت از بلند شدن آن است و آن يا از سوى تدبير قابله است و يا پاره شدن صفاق آن مواضع و اين را فتق مراق بطن نامند و يا به سبب رطوبت بلغمى كه در آنجا جمع گردد ، چنانچه در استسقاى زقى مىباشد و يا به سبب ريحى كه در آن به هم رسد ، چنانچه در طبلى مىباشد و يا به سبب روييدن گوشت ، زير پوست آن و يا به سبب شكافته شدن شريانى در آن . پس خون از آن برآيد و در آن موضع ، مجتمع گردد . « 2 » نزف الدّم نَزف الدَّم : جارى شدن خون است از جراحت و غير آن در هر موضع كه باشد از داخلى يا خارجى . « 3 » نزله نَزْلَه : ريختن فضول رطبه است از دو بطن مقدم دماغ به حلق و بعض [ اعضا ] مخصوص به ريه و يا سينه و بعضى عام دانستهاند به هر عضوى كه بريزد و اين حق است . « 4 » نسيان / فراموشى نِسْيان : به معنى فراموشكردن است آنچه را ياد داشته و ياد گيرد و اين به سبب فاسد شدن قوّهء ذكر و يا فكر و يا تخيل است ، اما فساد ذكر ؛ باطل شدن قوّهء حافظه است
--> ( 1 ) . همان ، ص 92 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . همان .